دکتر گل عنبر
     
 

English

IRIDOLOGY

مرکز خدمات مشاوره نیایش
دکتر جلیل گل عنبر



 

 

مقدمه

بیماری ها چه فیزیکی باشند چه روانی علیرغم اینکه عوامل فیزیولوژیکی بسیار مهم هستند جنبه های فرهنگی دخالت فراوان دارند . بقول (Lock) لاک سلامتی و بیماری در هر فرهنگی بر مبنای سیستم ارزشیابی آن فرهنگ تعریف میگردد.
هر فرهنگی و ملتی دارای تئوری های خاص خود برای تعریف بیماریهای روانی دارد. انواع مختلف روشهای درمانی در هر فرهنگی انعکاس ارزشهای موجود در آن فرهنگ است . روشهای درمانی فراوانی در دنیا وجود دارد و به قول هیلگارد در یک استاندارد مشخصه ای هم نیست. هر فرهنگی روش آزمایش شده خود را به کار میبرد و این صرفا به خاطر ادغام روشهای درمانی با فرهنگ است روشهای مربوط به کشف علت بیماری، ارزشهای شخصیتی و اهداف درمانی با فرهنگ ادغام شده است. اهداف درمان یک ریشه فرهنگی دارد که حاصل دیدگاههای جامعه است.
به طور مثال در آمریکا بقول توری ویژگی های شخصیت سالم عبارتند است: موفقیت در زندگی، مستقل بودن، قبول مسئولیت و فکر منطقی . بنابراین اهداف درمان برای یک مراجعه عبارتست از: بالا بردن بینش خود، قدرت خلاقیت، ارتباط اجتماعی و تکینکهای درمانی برای رسیدن به این اهداف عبارتند از: روانکاوی، psychoanalysis ، بالا بردن بینش Insight oriented therapy ، رفتار درمانی Behavior Therapy ، کاردرمانی Occupational therapy و دارو درمانی Drug therapy در فرهنگ های دیگر ارزش ها، اهداف و تکنیک ها متفاوت هستند و در این تحقیق این امر درمورد مردم کردستان بررسی گردیده است.
هدف از این تحقیق ارائه روشهای روان درمانی در کردستان در یک غالب علمی، کاربرد جنبه های فرهنگی و دینی در این روشها و چگونگی استفاده از روشهای غربی خاصه روان درمانی متداول در آمریکا نشان دادن شباهت ها بین روشهای شرقی و غربی است که تاکنون به این موضوع توجهی نشده است.
روشهای روان درمانی
روش های درمانی میبایستی حاوی نیازها، اخلاقیات و سبک زندگی آن جامعه باشد. پیاده کردن روشهای پیشرفته غربی بدون توجه به ارزشهای دینی و اخلاقی جامعه شرقی یا بدون اثر است و یا میتواند در پایان تعادل روحی روانی فرد را برهم زند. ارزشهای فراوانی در فرهنگ غربی خاصه در میان مذهبیون وجود دارد ولی جنبه های منفی فراوانی هم نیز وجود دارد که کاربرد آنها میتواند مضر واقع گردد. روان درمانگر از تمامی منابع موجود در فرهنگ مراجع شرقی از جدید و قدیم باید استفاده کند. یک روان درمانگر در اروپا یا آمریکا به راحتی با تکنیک های روان درمانی آشنایی کرده ولی حداقلی از فرهنگی که این روشها در آن بکار گرفته شود ندارد. مطالعات در فرهنگ شرقی در این زمینه بسیار کم است. این تحقیق کمک میکند که چگونه کاربرد روشهای غربی صورت گیرد که مفید واقع گردد. در این مجموعه موردهای فراوانی بررسی شد (case study) که میتواند کمک فراوانی به روان درمانگر بنماید.
اهداف روان درمانی
هدف روانکاوی اساسا کمک کردن به فرد برای تعویض دیدگاهها و عادات است و بقول برامر و شوسترم Brammer-Shostrom تعلیم مجدد Reeducation میباشد تا خود را قبول داشته باشد، به خود متکی گردد و از اضطراب بدور باشد.
متجاوز از صد روش روانکاوی در ممالک غربی وجود دارد که هر کدام ویژگی های خود را دارد و همه از یکی از سه مکاتب زیر پیروی میکنند:
سایکو آنالیزیز Psychoanalysis  و روشهای مربوطه آن
فنامینولوژیکال Phenomenomenological که شاملClient_centered therapy ، Role therapy ، Gestalt therapy
رفتار درمانی Behavior therapy ،Behavior modification نظیر Operant conditioning  یا Systematic desensitgatin در کنار این روش های درمانی گروه درمانی و خانواده درمانی نیز هست.
بنا بر نظریه لودین Ludin هدف روانکاوی پدید آوردن اثر معینی است که یادگیری صورت گیرد. مراجعه به درمانگر رجوع میکند با رفتارهایی که بی اثر و بی ارزش برای پیشرفت در محیط است. وظیفه روان درمانگر کمک کردن برای بدست آوردن تعادل و تطابق با محیط است. در تعیین اهداف درمانی تئوریسین ها دیدگاهها، ارزش ها و رفتارهایی را مطرح کردند که یا باید در مراجعه از بین برود و یا تقویت گردد. در روانکاوی درغرب به شخصیت خود روان درمانگر توجه فراوانی می شود. از یک طرف از دیدگاه کلاینت سنتر ویژگی های شخصیتی روان درمانگر مهمترین اصل دردرمان است. درمانگرها معتقد هستند که درمان فقط کاربرد تکنیک ها نمی باشد و ویژگی های شخصیتی درمانگر حائز اهمیت است. به قول لوی lovy و لوکس looks درک مراجع و احترام و میل به کمک اهمیت فراوانی دارد. روان درمانگر بقول هیلگارد Hilgard کسی است که منابع علمی و تجربی او به مراتب بیشتر از مراجع است و مراجعه سرگذشت و مسائل زندگی خود را در اختیار روان درمانگر قرار میدهد تا توصیه های ضروری را دریافت کند. حتی روان درمانگر را میتوان عبارت از فردی دانست که بیشتر یک تعلیم دهنده است که به تعبیر و تفسیر حقایق و دیدگاههای مراجع بپردازد تا بصورت مستقیم و غیر مستقیم کمک کند. مراجعه کننده نیاز به کمک کسی دارد که علتهای روانی ناهنجاری را میداند و به یکی از سه مورد زیر رجوع میکند:  روانپزشک – روانکاو یا روانشناس بالینی
روانپزشک یا Psychiatrist  کسی است که در تشخیص و درمان بیماریهای روانی کمک میکند. آنها تعلیم دیده اند تا علت فیزیکی و روانی ناهنجاری را مشخص کنند معلوم میکند که یک بیماری خود را به صورت علائم جسمانی نظیر سردرد، ضعف عضلانی بروز میدهد ناشی از استرس های هیجانی باشد، یا یک علت مغزی ناشی از ضرب خوردگی مغزی یا برهم خوردن توازن شیمیایی پدید آمده باشد، یا یک علت مغزی ناشی از ضرب خوردگی مغزی یا برهم خوردن توازن شیمیایی پدید آمده باشد. روانکاوی را که عملکرد سیستم اعصاب تخصص دارد Neuropsychiatries متخصص اعصاب نام دارد و آنان که مغز را جراحی میکنند Neurosurgeon نامیده میشوند. روانشناس بالینی کسی است که دکترای خود را در روانشناسی بالینی گرفته و حداقل یک سال در بیمارستان دوره انترنی گذرانده باشد.
تئوری و روشهای روان درمانی در غرب
معروفترین تئوری ها مربوط به فروید میباشد که اساس بر روش Free association بنا نهاده شده که در آن از مراجع میخواهند که هر آنچه به ذهنش میاید بیان کند.
در برخی از موارد تجربه و تحلیل خوابها صورت میگیرد زیرا که ضمن خواب بسیاری از تمایلات نهفته خود را بدون تسدی مطرح میکند و بیرون میریزد. در حالیکه مراجع صحبت میکند روان درمانگر گوش میدهد. معمولا مراجع تمایل دارد احساساتش را درمورد دیگران از گذشته به روان درمانگر انتقال دهد. فرض بر اینست که وقتی مراجع از ناخودآگاه خویش مطلع شد و افکار غیر منطقی را دید تعادل میابد و اضطراب کم میشود. در دیدگاه Social Analytic theory برعکس فروید که جامعه را محصول ساختمان شخصیت میدید جامعه شخصیت را مسازد. از نظر اینان ناهنجاری های رفتاری بر مبنای Interpersonal dynamic صورت میگیرد. تا حد زیادی بهداشت روانی بستگی به Interpersonal relationship دارد. روانکاو یک مشاهده کننده ایست که میتواند رفتار بیمار را بفهمد و تعبیر کند و درعین حال در Interaction شرکت کند. درمانگر به محرک های ناخودآگاه، آگاه است و از روشهای free association transference و تعبیر خواب استفاده میکند.
در رفتار درمانی Behavior therapy به قول shostrom ، Brammer برامر و شوسترم مسائل و مشکلات بیمار و حل آنها در تعبیر و تفسیر خود فرد قرار دارد. بیماری ناشی از ضعف کمبود Interpersonal relation میباشد. در نتیجه بقول سولیوان Sullivan در درمان میبایستی به شخصیت توازن و تعادل داد و Interpersonal relation فرد را تقویت نمود.
درمان به تنهایی رفع بیماری نیست بلکه یک وسیله تعلیم دادن به بیمار است. کمک کردن به بیمار است که درمورد عوامل مهم ناخودآگاه که در رفتار او تاثیر میگذارد بینش بیابد و درمانگر در این روش به جنبه های ذهنی توجهی ندارد بلکه آنچه قابل مشاهده است مطرح میکند و بیشترین رفتار انسان را محصول یادگیری میداند. با کاربرد Operant conditioning  رفتارهای غیرعادی نظیر سیگارکشیدن، مصرف الکل، سردردها ترس را از بین میبرد. به طور نمونه Leon لئون موردی را مطرح میکند که Anorexia nervosa  بود و هیچ نوع میلی به غذا خوردن نداشت و از 65 کیلو به 30 کیلو رسیده بود. درمانگر ترتیبی داد که بین هر قاشق غذا تا قاشق بعدی بحث زیبایی داشته باشد زیرا که بیمار از بحث لذت میبرد. به این ترتیب عمل خوردن تقویت میگردد. نمونه دیگر پسر بچه سه ساله که سر خود را به دیوار میزد و از خوردن غذا اجتناب میکرد و عینک خود را نمیزد. درمانگر با هر وعده که بچه جا عینکی خود را برمی داشت به او شکلات میداد تا جائیکه عینک زدن برای بچه عادی شد.
اسکینر معتقد بود از آنجائیکه بیشترین رفتارهای انسانی ناشی از یادگیری است روان درمانگر میتواند با همان اصول یادگیری رفتار را تغییر دهد و از روش های:
Operant conditioning, Aversion therapy, Implosive therapy, Desensitization
استفاده میگردد.
Phenomenologists

روانشناسانی که نه روش فروید و جنبه های بیولوژیکی و غیر منطقی و نیروهای ناخود آگاه را قبول داشته و نه قوانین رفتاری که توضیح داده شد Phenomenologist نامیده میشوند.
این گروه درک مراجعه را لازم میدانند و به چگونگی برداشت فرد از خودش و محیط توجه میکنند. احساسات فرد درمورد حال و محیط فعلی او درنظر گرفته میشود Here and now  .
معروفترین مکتب در این گروه Humanistic psychology  میباشد که به تاریخچه کامل زندگی فرد توجه دارد. هدف زندگانی خود شکوفایی Self actualization و درک فرد از خویش است.
در گشتالت تراپی بصورت گروهی درمان صورت میگیرد. یکی از مراجعین درمورد مسائل خودش صحبت میکند و دیگران به او گوش میدهند و Feedback میدهند و از واکنش های خود نسبت به او و رفتارش نشان میدهند. در Client centered therapy مراجع مسئول بررسی مسائل خویش است و هدف رسیدن به احترام به خود است. روان درمانگر در اینجا بعنوان یک فرد ملاحظه گر رفتار میکند که تمایل دارد به مراجع کمک نماید تا یاد بگیرد به خودش کمک نماید، خود تصمیم بگیرد و استقلال داشته باشد. هدف رسیدن به یک تصویر قابل قبول از خودش است بنابراین روان درمانگر مثل یک آینه عمل میکند که منعکس کننده احساسات و افکار مراجعه کننده است.
دیگر روان درمانگران Existentialist هستند که به مسائل هر فردی مخصوص خود آن فرد توجه دارند.
تجربه های خود فرد مورد توجه قرار میگیرد. هدف درمانگر اینست که جزئی از دنیای درونی مراجعه گردد تا تجارب او را لمس کند و بفهمد.
روان درمانی در دیگر فرهنگ ها
بنابر نظریه توری Torrey  ناراحتی های روانی در فرهنگ های دیگر ناشی از سه جنبه بیولوژیکی و تجربه گذشته و متافیزیکال میباشد. به عبارت دیگر علل ناراحتی روحی ممکن است ناشی از عواملی نظیر ضربه مغزی و آسیب سیستم عصبی، شوک عصبی و یا عوامل اجتماعی باشد بانضمام عامل مافوق طبیعت که در فرهنگ غرب به ندرت دیده میشود نظیر جن زندگی و غیره .
فرهنگ های مختلف برای بیماری طبقه بندی های خاص قائل هستند. فرهنگ های شرقی طبقه بندی ساده ای دارند و بر مبنای صرفا functional عملی صورت میگیرد. اوزتورک درضمن مطالعات خود در ترکیه متوجه شد که عقاید فراوانی در عموم مردم درمورد بیماری های روانی وجود دارد که متداولترین آنها بر پایه احساس عادی تغییر و تفسیر میگردد. یعنی مردم دهات ترکیه و مناطق صنعتی معتقد هستند بیماری روانی عبارتست از سختی های زندگی، ناامیدی، محرومیت، ضعف جسمانی، از دست دادن زندگی و اموال. درعین حال درمان هم در طبیعت نهفته شده و با استراحت، تغذیه، ازدواج زندگی سرو سامان میگیرد و علائم بیماری از بین میرود. در همه فرهنگ ها اصل کار درمانگر درمان بیماریست. در آسیا و فرهنگهای شرقی مسائل بسیار گسترده ای را حل میکنند. حال اینکه این مسائل چه ریشه فیزیکی داشته باشند چه ذهنی و اجتماعی، در بسیاری از این فرهنگها از لحاظ فرهنگی از اعتقادات دینی مراجعه کننده در درمان استفاده میکنند. نظیر فرهنگهای بودایی در تایلند Buddhist ، Monks افراد تارک دنیا و راهبه در تایلند، هدجاز Hodjaz در ترکیه، اهل تصوف در کردستان. سودی Soddy می نویسد در بسیاری از فرهنگهای غیر عربی وقایع مافوق طبیعت Meraphysical شبیه جادو Sorcery  یا Angering a deity در توجیه بیماریهای روانی مهم هستند.
این رابطه نزدیک بین عوامل متافیزیکی و بیماری روحی در بسیاری از کشورها حتی غربی دیده میشود. رابطه بین درمانگر و مراجع در فرهنگهای شرقی برعکس آنچه که در غرب متداول است میباشد. در غنا روان درمانگر مسئولیت چندانی بر دوش خود نمی بیند و خود مراجع مسئول بهبودی خود میباشد. در فرهنگهای دیگر دیده میشود که مراجع مدت ها با روان درمانگر زندگی میکنند. روان درمانگر در طی زندگی واقعی روزمره با مراجع بیماری را به تدریج درمان میکند . دربسیاری از فرهنگها تعرفه خاصی در مقابل زحمات روان درمانگر وجود ندارد. مراجع با دادن سرویسهایی نظیر کار منزل، خرید بیرون و غیره حق ویزیت را جبران میکند. بسیاری از روان درمانگران به صورت خیریه درمان میکنند. زندگی ساده این روان درمانگران اثرات فراوانی در رفع مسائل فکری و روحی مراجع دارد اکثرا دور از جنبه های مادی است حال چه محل زندگی و نحوه برخورد با مراجع، چه از لحاظ زمانی که برای مراجع گذاشته میشود و چه از جنبه هدف واقعی که درمان باشد. چهل و پنج دقیقه وقت گذاشتن برای مراجع برای آنان معنی ندارد. دیدگاه اصلی روبرو شدن با مسائل مراجع در زندگی عادی است. مشاهده واکنشهای مراجع و بررسی آنان مهم است حال هرچقدر طول بکشد. هفته ای یک مرتبه روانکاوی برای آنان مفهومی ندارد. دربسیاری از موارد محل خو درمانگر به صورت طبیعی است که با یک دفتر یا مطب و لباسهای سفید و رابط دکتر و بیمار فرق دارد. در ارتباط درمانگر و مراجع درمانهای فیزیکی بیشتر متداول است تا کشورهای غربی. به طور مثال بابالاوا نیجریه Nigerian Babalawa  بدن مراجعه را ماساژ میدهند و از بادکش کردن و رگ زدن بقول معروف حجامت استفاده میکنند. بقول پرنس prince ضمن پیشرفت طب کامل wholistic medicine در غرب (اینکه درمان میبایستی شامل جنبه های روحی و جسمی توام باشد و فرد را بایستی از دیدگاه روحی و فیزیکی با هم درنظر گرفت.)
این روش در آمریکا نیز در حال پیشرفت است. دربسیاری از موارد نحوه فکر کردن مراجع می تواند تعادل شیمیایی او را برهم زند و در نتیجه دجار مسائل روانی گردد.
امروزه متوجه شدند که در یک جراحی ممکن است درمانی دیده نشود مگر اینکه تعادل روحی فرد برقرار گردد. نحوه فکری یک فرد میتواند موجب کاهش کلسیم بدن او گردد. فرضا به پنج برسد و ضمن جراحی فرضا مهره های بیمار نتیجه گرفته نشود.
درغرب گروه درمانی متشکل از جراح، پزشک عمومی و روانشناس و غیره متداول شده است. درهر فرهنگی جهت روان درمانگر شدن حداقلی از یادگیری و دیدن دوره هایی از ضروریات است. ذمپ لنی Zempleni مینویسد که حتی آنان که روان درمانگری را به ارث به دست می آورند در قبیله ولفا Wolfa و لیبو Lebou در سنگال Senegal  میبایستی مدتها درکنار یک روان درمانگر قدیمی دوره ببیند. در غرب یک روان درمانگر بالینی چهارسال دوره دانشگاهی و بعد جهار سال مدیکال بگذرانند و با یک سال انترنی و سه سال رزیدنتسی Residency در مجموع دوازده سال طول می کشد. دربسیاری از فرهنگها به قول پرنس Prince امتحان آخری هم بصورت رسمی در پایان این دوره طولانی گرفته می شود و دربسیاری از موارد یک دوره بررسی و رفع جنبه های روحی فرد روان درمانگر گذاشته میشود.
درکاربرد تکنیک ها در تمام دنیا تاریخچه، اعتراف، پیشنها، تلقین، خواب مصنوعی و تعبیر خواب وجود دارد. در ژاپن تهیه تاریخچه marita حائز اهمیت است. از مراجع خواسته می شود که جزئیات زندگی روزمره را بنویسد تا در جلسه روان درمانی مرور شود. اعتراف موجب می گردد مراجع احساس گناه خود را با روان درمانگر در میان بگذارد و یک تخلیه هیجانات صورت گیرد. تخلیه تجارب دردناک از طریق اعتراف خود جنبه درمانی دارد. پیشنهاد suggestion شامل هر نکته ای می گردد که روان درمانگر به مراجع می گوید. کاربرد خواب مصنوعی یا هیپنوتیزم بیش از سه هزار سال است که در چین متداول است. بقول Hallaji هلاجی و سعید نفیسی در سرچشمه تصوف هیپنوتیزم سال ها در فرهنگ پاکستان و هند و افغانستان برای ناراحتی روحی و جسمانی متداول بوده. تعبیر در حال حاضر توسط درمانگران محلی در ترکیه بکار برده میشود. نمونه هایی از نوع تعبیر و درمان را اوتارک Ogtark  تعریف میکند. جاهدا Jahoda روانشناس غیاثی و Stewart در فیلیپین از تعبیر خواب برای آگاهی بیشتر ناخواآگاه مراجع می نویسد. در ارتباط با تاثیرات و اعتقادات به عوامل مافوق طبیعت در تولید ناراحتی روحی مردم مالایا Malaya خاصه آنان که در دهات و دور از مناطق صنعتی زندگی میکنند و روش زندگی قدیمی و سنتی دارند اعتقاد به تاثیرات ارواح وجود دارد. درمیان مالایا طب یک جنبه جادویی دارد و نحوه درمان به قول kirk با استفاده از عوامل مافوق طبیعت صورت میگیرد. شامان مالایایی Malaya shaman که در حکم همان کشیش است و Bamoh هم گفته میشود. درمان ناراحتی روانی را ابتدا بر مبنای کشف روح پلید انجام میدهد. وی روح پلید را خارج کرده و روح سالم و قوی را جایگزین میکند. این روش را Winsted  به نحو جالبی توصیف میکند. در قسمتهایی از چین اغلب روان درمانی در اماکن مقدس و پرستشگاهها صورت میگیرد. در قسمتهایی از چین اغلب روان درمانی در اماکن مقدس و پرستشگاهها صورت میگیرد. افرادی که واسطه بین مراجع و ارواح هستند دسترسی مستقیم با ارواح و خدایان دارند. بنابراین مراجع به قول Comber کومبر باید ابتدا در ارتباط با روح و خدایان قرار گیرد تا درمان صورت گیرد. در تحقیقات گسترده ای توسط کیو Kiev  از سرخ پوستان در بیمارستان که جزء اسکیزوفرنی ها بودند معلوم گردید که ریشه های نافذ و موثری از مذهب در دیدگاه آنان وجود داشت. در تجزیه و تحلیل نمادی symbolic مراجعه در از بین بردن مقاومت وی در ناخودآگاه توسط کشیش رابطه نزدیک روانکاوی و طرز درمان قبلیه سرخ پوست نوهو Navaho  را فیستر phister نشان میدهند. گلدستان Goldstein بیکر Baker و جامیسون Jamison روشهای موجود در این فرهنگ ها که حتی گاه جنبه جادویی دارد و علمی به نظر نمی آید ولی آثار درمانی خود را دارد. حتی توری Torrey مینویسد تکنیک های جاری در روانکاوی غربی به جز استثناءهای کمی همان جنبه های علمی مشابه تکنیک هایی است که توسط فرهنگ های دیگر به کار میرود. حال اگر یکی سحر و جادوست دیگری هم سحر و جادوست. عیب کار در این است که درمورد سرخ پوست ها، آفریقایی ها و دیگر فرهنگ ها مطالعات علمی چندانی صورت نگرفته است و این چنین است که درمورد افراد که تحقیق حاضر به آن پرداخته است.

روش تحقیق
تهیه مفروضات و روش ارائه آن و نحوه تجزیه و تحلیل نیاز به بررسی طولانی بود خاصه که مطالعات چندان در این زمینه در روان درمانی وجود ندارد و توجهی به این امر نشده است از روش توضیح داده شده در مطالعات فوکس Fox در نحوه تحقیق استفاده و به سوالات زیر پاسخ داده شده است: چه کسانی نقش روان درمانگر را دارند؟ این روان درمانگران چه وجوه مشابهی با آنچه که در غرب است دارند؟ چه وجوه مشابهی در تکنیک های مورد استفاده وجود دارد؟ هرچند که مفروضات مورد نیاز دراین تحقیق ناچیز است ولی امکان تحقیق وجود دارد تکنیک های روان درمانی قابل رویت و بررسی است و کاربرد روش های مطالعاتی متغیر است.
از متون قدیمی از قبل و بعد اسلام استفاده گردید که کمک فراوانی به کشف پایه های شکل گیری روان درمانی نمود. مشاهدات مستقیم در این تحقیق صورت گرفت. روان درمانی، روان درمانگر و مراجع به همانگونه طبیعی بدون بهم زدن موقعیت مورد مشاهده قرار گرفت. افراد محلی به استخراج نتایج کمک کردند. با مشاهدات طولانی و مستقیم درمانگران و طرح سوالات کافی به اندازه لازم اطلاعات درمورد آنان و نحوه کاربر تکنیک به دست آ»د.
سئوالاتی نظیر: روش ارتباطاتی روان درمانگر بامراجع چگونه است؟
آیا آنان از Free association و تعبیر خواب استفاده می کنند؟ و غیره مطرح شد.
گروهی از مشاهده کنندگاه در طول این تحقیق همراهی کاملی در طی زمان داشتند. هرچند که درنهایت مشاهدات اصلای و استخراج نتایج نهایی توسط خود محقق صورت گرفت با روش سئوالات مستقیم  مطرح کردن و بررسی رابطه انسانی بین درمانگر با مراجع تحقیق انجام شد. آشنایی با محیط و مردم به اجرای این تحقیق کمک فراوانی نمود. نه تنها به عنوان مشاهده کننده بلکه به صورت شرکت کننده در جلسات فراوان درمانی به این تحقیق کمک کرد. در مجموع تحقیق شش سال به طول انجامید. افراد مورد مطالعه پنجاه روان درمانگر بودند.
روان درمانگر دوره یادگیری خود را دارند که ضمن آن مهارتهای برقراری ارتباط فردی با جامه و مردم را میاموزد. نابهنجاری رفتار را در مردم تشخیص میدهد و مفهمد چگونه و چه تکنیکی را در رفع مشکل مراجع به کار برد. نظیر دوره های انترنی در غرب روان درمانگر و مدرسین درضمن انجام معالجات به کارآموزان یاد میدهند. کلاسهای آموزشی دارای دستورات لازم درباره طبیعت و مراحل درمانی است. درمقابل یاد دادن ها وجهی دریافت نمی گردد.
آنچه که آموزش داده می شود قرنها دست به دست رسیده است. نظیر دوره رزیدنسی residency requirement در غرب در اینچا هم سه سال تحت نظر روان درمانگران با تجربه عملا انجام می شود. مسن ترین روان درمانگر اشتباهات، نحوه برخورد با مراجع را نظارت میکند. در انجام این تحقیق به چند روان درمانگر بالای هشتاد سال برخورد شد که در نهایت سلامت بودند. روان درمانگران یک جنبه مذهبی دارند و تاکید دارند که این بخش از زندگی آنان توسط فرزندانشان تعیین گردد. فرزند سالها تحت نظر پدر آموزش دیده و طی مراسمی به عنوان جانشین به جامعه معرفی میگردد. موارد زیادی هم شاگردان مورد اعتماد این مکان را می یابند. یادگیری و طی کردن دوره های یادگیری از ضروریات است فقط صرف رابطه پدری فرزندی مطرح نیست. معمولا در طی مراسمی نظیر فارغ التحصیلی پس از سخنرانی کوتاهی روان درمانگر معرفی میگردد و درمیان جمع حاضرین مشتمل مانندی به عنوان علامت ظاهری رسیدن به مقام روان درمانگر تقدیم میگردد.
روان درمانگر یک موقعیت ارزشمند در جامعه را دارد. از لحاظ مذهبی بودن در درجه اول اهمیت قرار دارد. روان درمانگران اساس موثر بودن کاردرمانی است. مراجعین از راه های دوره دیده می آیند. مراجعین محلی درمراسم مذهبی شرکت می کنند. روان درمانگر به منازل مراجع سر میزند و با اطرافیان او صحبت می کند. طول درمان بر مبنای شدت بیماری تعیین میگردد و مرحله یادگیری Education برای مراجعین محلی یک پدیده همیشگی باقی میماند و دائم با روان درمانگر در تماس هستند.
محیط درمانی بسیار ساده و طبیعی است و ویژگی خاص آن وجود سبزه و درخت فراوان است. فضای باز و وجود اتاق های پذیرایی اجازه میدهد که مراجعین از راه دور شب را در محل روان درمانی بگذرانند. روان درمانگر لازم می داند که از نزدیکان مراجع در مکان اقامت مراجمع بمانند حداقل در شروع درمان. درصورت لزوم جهت تشخیص و در ارائه نظریه روان درمانگران با هم مشورت می کنند و این متداول است. خاصه درمیان آنان که نزدیک به یکدیگر هستند. نظیر غرب که روانشناس و روانپزشکی و social worker با هم مشورت می کنند. روان درمانگران در روش عرفانی خود از یک یا چند مکتب پیروی می کنند که قادری توسط عبدالقادر گیلانی 1166-1077 میلادی و نقشبندی محمد بهاء الدین که بین 1317 تا 1389 میلادی بوده است. یکی از ویژگی های شخصی و سلامت روان درمانگران در اینجا دور بودن از مادیات است. بر خلاف روش غربی درمقابل خدمات روان درمانی که ارائه میدهد وجهی دریافت نمی کند و آن رقابت و مسائل دیگر که میان روان درمانگران است وجود ندارد. روش های متداول درمانی عبارتند از : تعبیر خواب، Free association اعتراف (catharsis) مصاحبه Concept control interview ، Contact brevity ، intellectuallgatin ، desensitigation ، technique ، educative suggestion  در اکثر موارد مورد استفاده قرار میگیرد زیرا که مراجعین عموما نظریه روان درمانگر را جویا هستند حتی از امور شخصی زندگی. روان درمانگر عموما ناثیرات عمیقی در محیط زیستی مراجع پدید می آورد. زندگی روان درمانگر خود نمونه قابل یادگیری است. به عبارت دیگر انتقال صفات و رفتارهای نیکو. بسیاری از موفقیت های درمانی از طریق استفاده از خانواده مراجع صورت می گیرد. اعتقاد بر این است که رفتار neurotic ممکن است از یک عضو خانواده به دیگری سرایت کند. تمامی اعضا خانواده به این ترتیب مورد بررسی قرار می گیرد. روان درمانگر تک تک اعضاء را در محل زیست مراجع بررسی میکند.
Diagnosis
تشخیص در ابتدای کار اهمیت فراوان دارد. ابتدا تشخیص دادن جهت شروع درمان درست. سپس طبقه بندی نمودن علائم. البته در اینجا خبری از آن پیچیدگی طبقه بندی غربی نیست از رفتارهای غیر عادی اصطلاحات خاص خود را دارند.
Method of Therapy
مراحل درمانی کم و بیش جنبه directive دارد زیرا که روان درمانگر عموما از Suggestion استفاده می نماید که حاوی راهنمایی و Re-education است. مراجعینی که در صحبت کردن و بیان راحت نیستند و نمی توانند احساسات خود را بیان کنند روان درمانگر از روش Directive استفاده میکند.
اگر مراجع برای مشاوره آمده باشد و یک فرد Confused باشد روش درمانگر بیشتر Directive است. برای مراجعینی که تحت Elaborate-therapy هستند روان درمانگر هم Directive and non-directive و با مراجعینی که Verbalize خوب صحبت می کنند و باهوش هستند روش Non-directive است.
Subjects
با پنجاه روان درمانگر مصاحبه انجام شد. مصاحبه ها در اوقات مختلف و اماکن متفاوت با هر روان درمانگر دو یا سه مرتبه در هفته صورت می گیرفت. هفتاد و پنج بیمار (مراجعین روان درمانگران مذکور) به مدت دوازده ماه مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتند. این افراد از ناهنجاری عصبی رنج میبردند. با هر مراجعه دو یا سه بار در هفته مصاحبه صورت می گرفت. جدول زیر بیماری ها و تعداد مراجعین را نشان میدهد.
Instrumentation
ازاین روش مصاحبه، جهت تهیه اطلاعات استفاده شد. با استفاده از فیلم برداری، ضبط صدا و نت برداری ، تمامی اطلاعات لازم به طور کامل تهیه و در امریکا مورد بررسی قرار گرفت. در این روش حداقل عوامل اضطراب انگیز وجود داشت و در یک پست طبیعی خاصه در محیط طبیعی خودشان بودند. جالب توجه این که دیگر خبری از مطب و دکتری با لباس سفید نبود. چه محیط روان درمانگر که یک محیط زندگی ساده بود و چه منزل و یا گردشگاه های طبیعی که مراجعین مورد مصاحبه قرار می گرفتند به طبیعی بودن امر مصاحبه بدون اضطراب و عوامل پیش دارنده و مقاومت کمک نمود.
مفروضات جمع آوری شده جزئی از آنچه که واقعا مربوط هست می باشد. چه از لحاظ دوری راه و نیاز به زندگی در محیط و چه از لحاظ اقتصادی از جمله عواملی بودند که تا این حد اطلاعات جمع آوری گردید. آنچه که از روان درمانی درمیان این مردم ارائه گردید. از مجموعه بسیار ناچیز و کمیاب می باشد. مشاهدات انجام شده از روان درمانگران در شهرهای کم جمعیت و دهات و روستاها در کردستان همه توسط خود نویسنده انجام گردید. مشاهدات پاسخ سوالات مطرح شده در تحقیق را امکان پذیر ساخت و درعین حال تکنیک های روان درمانی را کاملا نشان می دهد. سعی بر آن شد که اطلاعات بدست آمده بصورت روشن و واضح و objective ارائه گردید. استفاده از دستگاه ویدئو و تهیه فیلم کامل این امکان را مهیا ساخت که بارها رابطه درمانی بین درمانگر و مراجع مشاهده و بررسی شود و چیزی از نکات مهم از قلم نیفتد. حرکات، نحوه مصاحبه روان درمانگر، پاسخ های مراجع، طرز نشستن و برقراری جلسات مصاحبه و کاربرد کلمات و تکنیک ها همه ضبط و ساعت ها توسط نویسنده و اساتید روان درمانگر آمریکائی مورد بررسی قرار گرفت. روش باستان شناسان در تحقیق بنظر مارگرت مید که هیچ نوع دخل و تصرفی در محیط مطالعه و افراد نمی کنند تا موقعیت را همان طور که هست بررسی و نتیجه گیری کنند به کار برده شد. مثلا اگر مارگرت مید مطالعه قبیله ای در آفریقا می دید که اگر صابورن را معرفی می کرد بیماری ها کاهش می یافت ولی حداقل تا پایان تحقیق چنین کاری را نمی کرد. درمورد این تحقیق هم بدین ترتیب هیچ دخالت درمانی و کاربرد روش جدید روان درمانی غربی در هیج موردی صورت نگرفت. از اصول روانشناسی غربی سوال شد ولی تا پایان تحقیقات نظریه ارائه نشد لذا کلیه روش های طبقه بندی شده و تکنیک های آنها بدون مداخله صورت گرفته است.
روان درمانی میان مناطق مورد تحقیق یک شکل قدیمی از درمانی پزشکی است بر مبنای روش های علمی. از Holy scriptures که استفاده می شود در درجه اول قرآن است و بعد تورات، انجیل و the psalm and fear ion of Abraham  از منابع دیگری نظیر کتب سنت و نوشته های بزرگان اسلام نظیر فارابی، رازی، شیخ الرئیس ابوعلی سینا میتوان نام برد. موردهای تعریف شده در گفته های مولوی نقش اساسی دارد. روان کاوی را بر اساس علم psychodynamics انجام میدهند. به عبارت دیگر روان درمانی بر مبنای علم به چگونگی کار ذهن mind صورت میگیرد. کتابخانه پنجاه مورد روان درمانگر مملو از هزاران جلد کتاب درباره نحوه درمان ناراحتی های روحی است. دست خط های اصلی و قدیمی از 2000 سال قبل دارند به عربی و فارسی. درکاربرد روان درمانی از کلمات عربی استفاده میشود. ثبات طولانی درکاربرد روان درمانی دیده میشود چیزی در طی قرون تغییر نکرده است. درکاربرد روشهای درمانی شباهت فراوانی بین روان درمانگران موجود است برخلاف روانکاوی غربی که طی سال ها تغییرات شگرفی یافته و تئوری های قبلی رد شده. اهداف روان درمانگران Rehabilitation of the patient توان بخشی به مراجع، دست یافتن به زندگی سازند.
برای محیط و عادات بیمار شرائط خاصی قائل هستند. درصورت امکان تغییراتی را درمحیط فیزیکی زیستی بیمار تولید میکند و سعی می کنند دیدگاه بیمار را نسبت به محیط تغییر دهند. دیدگاه نسبت به بیمار از نظر خودش لازم به تغییرات است تا نظر مساعدی را از دیگران راجع به خود داشته باشد. تعبیر خواب اطلاعات وسیعی از قسمتهای ناخود آگاه می دهد. از این طریق سریعتر می توان به مسائل مراحعه پی برد. درمراکز جمع آ»دن از طریق ذکرکردن نیز به مراجعین کمک میشود که یک جنبه دینی و عرفانی دارد. ضمن ذکر آن قدرت تمرکز بالا میرود. آگاهی از خود و معنوی شدن مراجعه امکان پذیرتر می گردد. کاربرد ضرب المثال ها و قطعاتی از گفتار بزرگان و تکرار خاصه در دوره های آخر درمان اثر مطلوبی دارد. برخی از دستورات دینی نظیر روزه گرفتن نیز به برخی از مراجعین کمک می کند. دیگر روش توبه کردن است. برای توبه کردن سه مرحله آگاهی، شرط و عمل وجود دارد که در هر مرحله ای درمانگر به مراجعه کمک می کند. تکنیکهای خاص در هر مرحله ای وجود دارد.
گروه درمانی به قول در کورز Derikurs پنجاه سال از عمرش در روان درمانی غرب میگذرد از قرنها پیش بین روان درمانگران منطقه رایج بوده. روان درمانگر برای گروه درمانی تعلیم دیده کمک هایی در کنار روان درمانگر اصلی برای برقراری گروه و اداره آن وجود دارد. مسائل مشابه از قبیل ضعف ارتباط کلامی بین فرد با همسر و غیره، ضعف در تشخیص هدف زندگی، گمراه و گنگ بودن احساسات، خجالتی. با توجه به سن، مسائل و تمایلات مراجعه اعضاء گروه تعیین میشوند. از اشعار و همراه موسیقی منتخب استفاده میشود. ریتم موسیقی و معنای اشعار با توجه به معیارهای خاصی برای درمان تعییین میگردد. علت ناهنجاری از دیدگاه آنان تضاد بین آنچه که فرد آرزو میکند بدست بیاورد و آنچه که احساس میکند بدست میاورد. اهداف دست نیافتنی خود را پایین تر از آنچه هست احساس کردن و برهم خوردگی ارزشها رفتارهای ناهنجار یاد گرفته شده است در عین حال مسائل هورمونی و ترکیبات شیمیایی بدن خود میتواند موجب شود.

روش تحقیق
تهیه مفروضات و روش ارائه آن و نحوه تجزیه و تحلیل نیاز به بررسی طولانی بود خاصه که مطالعات چندان در این زمینه در روان درمانی وجود ندارد و توجهی به این امر نشده است از روش توضیح داده شده در مطالعات فوکس Fox در نحوه تحقیق استفاده و به سوالات زیر پاسخ داده شده است: چه کسانی نقش روان درمانگر را دارند؟ این روان درمانگران چه وجوه مشابهی با آنچه که در غرب است دارند؟ چه وجوه مشابهی در تکنیک های مورد استفاده وجود دارد؟ هرچند که مفروضات مورد نیاز دراین تحقیق ناچیز است ولی امکان تحقیق وجود دارد تکنیک های روان درمانی قابل رویت و بررسی است و کاربرد روش های مطالعاتی متغیر است.
از متون قدیمی از قبل و بعد اسلام استفاده گردید که کمک فراوانی به کشف پایه های شکل گیری روان درمانی نمود. مشاهدات مستقیم در این تحقیق صورت گرفت. روان درمانی، روان درمانگر و مراجع به همانگونه طبیعی بدون بهم زدن موقعیت مورد مشاهده قرار گرفت. افراد محلی به استخراج نتایج کمک کردند. با مشاهدات طولانی و مستقیم درمانگران و طرح سوالات کافی به اندازه لازم اطلاعات درمورد آنان و نحوه کاربر تکنیک به دست آمد.
سئوالاتی نظیر: روش ارتباطاتی روان درمانگر بامراجع چگونه است؟ آیا آنان از Free association و تعبیر خواب استفاده می کنند؟ و غیره مطرح شد.
با پنجاه روان درمانگر مصاحبه انجام شد. مصاحبه ها در اوقات مختلف و اماکن متفاوت با هر روان درمانگر دو یا سه مرتبه در هفته صورت می گرفت. هفتاد و پنج بیمار (مراجعین روان درمانگران مذکور) به مدت دوازده ماه مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتند. این افراد از ناهنجاری عصبی رنج میبردند.
در این روش مصاحبه حداقل عوامل اضطراب انگیز وجود داشت و در محیط طبیعی خودشان بودند. جالب توجه این که خبری از یک مطب یا محیط خشک و دکتری که با لباس سفید به تن کرده باشد و دیگر جنبه های محدود کننده و ظاهری نبود. چه محیط روان درمانگر که یک محیط زندگی ساده بود و چه منزل و یا گردشگاه های طبیعی که مراجعین مورد مصاحبه قرار می گرفتند به طبیعی بودن امر مصاحبه بدون اضطراب و عوامل پیش دارنده و مقاومت کمک نمود.
گروهی از مشاهده کنندگاه در طول این تحقیق همراهی کاملی در طی زمان داشتند. هرچند که درنهایت مشاهدات اصلی و استخراج نتایج نهایی توسط خود محقق صورت گرفت با روش سئوالات مستقیم  مطرح کردن و بررسی رابطه انسانی بین درمانگر با مراجع تحقیق انجام شد. آشنایی با محیط و مردم به اجرای این تحقیق کمک فراوانی نمود. نه تنها به عنوان مشاهده کننده بلکه به صورت شرکت کننده در جلسات فراوان درمانی به این تحقیق کمک کرد. در مجموع تحقیق شش سال به طول انجامید. افراد مورد مطالعه پنجاه روان درمانگر بودند.
روان درمانگر دوره یادگیری خود را دارند که ضمن آن مهارتهای برقراری ارتباط فردی با جامعه و مردم را میاموزد. نابهنجاری رفتار را در مردم تشخیص میدهد و میفهمد چگونه و چه تکنیکی را در رفع مشکل مراجع به کار برد. نظیر دوره های انترنی در غرب روان درمانگر و مدرسین درضمن انجام معالجات به کارآموزان یاد میدهند. کلاسهای آموزشی دارای دستورات لازم درباره طبیعت و مراحل درمانی است. درمقابل یاد دادن ها وجهی دریافت نمی گردد.
آنچه که آموزش داده می شود قرنها دست به دست رسیده است. نظیر دوره رزیدنسی residency requirement در غرب در اینچا هم سه سال تحت نظر روان درمانگران با تجربه عملا انجام می شود. مسن ترین روان درمانگر اشتباهات، نحوه برخورد با مراجع را نظارت میکند. در انجام این تحقیق به چند روان درمانگر بالای هشتاد سال برخورد شد که در نهایت سلامت بودند. روان درمانگران یک جنبه مذهبی دارند و تاکید دارند که این بخش از زندگی آنان توسط فرزندانشان تعقیب میگردد. فرزند سالها تحت نظر پدر آموزش دیده و طی مراسمی به عنوان جانشین به جامعه معرفی میگردد. موارد زیادی هم شاگردان مورد اعتماد این مکان را می یابند. یادگیری و طی کردن دوره های یادگیری از ضروریات است فقط صرف رابطه پدری و فرزندی مطرح نیست.
معمولا در طی مراسمی نظیر فارغ التحصیلی پس از سخنرانی کوتاهی روان درمانگر معرفی میگردد و درمیان جمع حاضرین لباسی شنل مانند به عنوان علامت ظاهری رسیدن به مقام روان درمانگر تقدیم میگردد.
روان درمانگر یک موقعیت ارزشمند در جامعه را دارد. از لحاظ مذهبی بودن در درجه اول اهمیت قرار دارد. روان درمانگران اساس موثر بودن کاردرمانی است. مراجعین از راه های دور می آیند. مراجعین محلی درمراسم مذهبی شرکت می کنند. روان درمانگر به منازل مراجع سر میزند و با اطرافیان او صحبت می کند. طول درمان بر مبنای شدت بیماری تعیین میگردد و مرحله یادگیری Education برای مراجعین محلی یک پدیده همیشگی باقی میماند و دائم با روان درمانگر در تماس هستند.
محیط درمانی بسیار ساده و طبیعی است و ویژگی خاص آن وجود سبزه و درخت فراوان است. فضای باز و وجود اتاق های پذیرایی اجازه میدهد که مراجعین از راه دور شب را در محل روان درمانی بگذرانند. روان درمانگر لازم می داند که از نزدیکان مراجع در مکان اقامت مراجع بمانند حداقل در شروع درمان. درصورت لزوم جهت تشخیص و در ارائه نظریه روان درمانگران با هم مشورت می کنند . خاصه درمیان آنان که نزدیک به یکدیگر هستند. نظیر غرب که روانشناس و روانپزشک و مددکاراجتماعی با هم مشورت می کنند. روان درمانگران در روش عرفانی خود از یک یا چند مکتب پیروی می کنند که قادری توسط عبدالقادر گیلانی 1166-1077 میلادی و نقشبندی محمد بهاء الدین که بین 1317 تا 1389 میلادی بوده است. یکی از ویژگی های شخصی و سلامت روان درمانگران در اینجا دور بودن از مادیات است. بر خلاف روش غربی درمقابل خدمات روان درمانی که ارائه میدهد وجهی دریافت نمی کند و آن رقابت و مسائل دیگر که میان روان درمانگران است وجود ندارد. روش های متداول درمانی عبارتند از : تعبیر خواب، Free association اعتراف (catharsis) مصاحبه Concept control interview ، Contact brevity ، intellectuallgatin ، desensitigation ، technique ، educative suggestion
 در اکثر موارد مورد استفاده قرار میگیرد زیرا که مراجعین عموما نظریه روان درمانگر را جویا هستند حتی از امور شخصی زندگی. روان درمانگر عموما ناثیرات عمیقی در محیط زیستی مراجع پدید می آورد. زندگی روان درمانگر خود نمونه قابل یادگیری است. به عبارت دیگر انتقال صفات و رفتارهای نیکو و بسیاری از موفقیت های درمانی از طریق استفاده از خانواده مراجع صورت می گیرد. اعتقاد بر این است که رفتار neurotic ممکن است از یک عضو خانواده به دیگری سرایت کند. تمامی اعضا خانواده به این ترتیب مورد بررسی قرار می گیرد. روان درمانگر تک تک اعضاء را در محل زیست مراجع بررسی میکند.
Diagnosis
تشخیص در ابتدای کار اهمیت فراوان دارد. ابتدا تشخیص دادن جهت شروع درمان درست و سپس طبقه بندی نمودن علائم. البته در اینجا خبری از آن پیچیدگی طبقه بندی غربی نیست و رفتارهای غیر عادی اصطلاحات خاص خود را دارند. مراحل درمانی کم و بیش جنبه directive دارد زیرا که روان درمانگر عموما از Suggestion استفاده می نماید که حاوی راهنمایی و Re-education است. مراجعینی که در صحبت کردن و بیان راحت نیستند و نمی توانند احساسات خود را بیان کنند روان درمانگر از روش Directive استفاده میکند. اگر مراجع برای مشاوره آمده باشد و یک فرد Confused باشد روش درمانگر بیشتر Directive است. برای مراجعینی که تحت Elaborate-therapy هستند روان درمانگر هم Directive and non-directive و با مراجعینی که Verbalize خوب صحبت می کنند و باهوش هستند روش Non-directive است.

 



بیوگرافی دکتر گل عنبر


 
 
© 2008, www.golanbar.ir. email to designer.